ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
254
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
افضل و ملك ظاهر براى نور الدين پيام فرستادند كه بر شهرهاى جزيره حملهور شود . اتابك نور الدين نيز در ماه شعبان اين سال از موصل حركت كرد . قطب الدين محمد بن عماد الدين زنگى ، پسر عموى وى كه صاحب سنجار و نصيبين بود ، همچنين صاحب ماردين همراهش بودند . نور الدين در چله تابستان به رأس عين رسيد و به سبب گرما بيمارى ميان لشكر او فزونى يافت . در حران ، فرزند ملك عادل ، ملقب به ملك فائز ، فرمانروائى مىكرد و براى نگهدارى آن ناحيه لشكرى در اختيار داشت . وقتى كه اتابك نور الدين به رأس عين رسيد ، فرستادگان ملك فائز با بزرگان امراء وى به حضورش آمدند و خواستار صلح شدند و به دو اظهار تمايل كردند . نور الدين تازه شنيده بود كه مذاكرات صلح ميان ملك عادل و ملك ظاهر و ملك افضل نزديك است به پايان برسد . افزون بر اين ، ميان لشكرش نيز بيمارى بسيار بود . از اين رو پيشنهاد صلح را پذيرفت و ملك فائز و اميرانى را كه در خدمتش بودند سوگند داد تا به شرايط صلح كه ميانشان بر قرار مىگردد وفادار مانند . آنان نيز براى نور الدين قسم خوردند كه ملك عادل را نيز در اين باب سوگند دهند و اگر از سوگند خوددارى كرد ، از او برگردند و به نور الدين بگروند .